محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1129
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
[ خبر بناى بغداد ] و چون سال صد و چهل و سه اندر آمد ، منصور را دل گرفته بود از كوفه و از آن حديث هاشميه . و خواست كه شهرى بنا كند و نشست خويش آن جايگه كند . پس كسها را از هر سوى بفرستاد بر لب [ 391 ص ] دجله ، و گفت جايى بنگريد كه بر لب دجله ميان موصل و بصره و كوفه و مداين و واسط ، چنان كه از هر سوى به دو نزديك بود ، و بر چنين جاى شهرى بنا كنيد چنان كه اندر جهان شهرى و جايى نبود از آن نيكوتر و بزرگتر چنان كه من با همه سپاه آنجا توانم بود . و ايدون خواهم كه هوايش شمالى بود كه هميشه آنجا باد شمال آيد ، و تابستان در او بيمارى نبود ، و آن باد شمال زهومت آب و دريا و درختان بشكند . و زمستان نيز خويش بود و باد جنوب بود چنان كه يخ فسرد و درختان [ خرما ] تباه نشود ، و نارنج و ترنج [ را ] آنجا بقا بود . و ايدون خواهم كه آن شهر به ميان مرغزارها و گيا استانها اندر بود ، و به ميان كشتزارها اندر بود تا نرخ فراخ بود . و ستوران را از بيرون شهر چراگاه بود ، تا از هر سو به آب نزديك بود . پس يك سال همى گشتند و همى نگرستند مهندسان و هواشناسان تا آنجا اختيار كردند كه اكنون شهر بغداد است . پس بغداد را بنا كردند نيمى از اين سوى